سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

کد آهنگ

قالب وبلاگ

 
لینک دوستان
*
چت باکس


شادمهر : مهربان ، با محبت 
شاران : گردنبند درست شده از بادام - نامی کردی 
شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساسانی 
شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم 
شاهرخ : شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد 
شاهین : پرنده ای شکاری 
شاهیندخت : دخت شاهین 
شایسته : سزاوار ، لایق 
شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش 
شب بو : نام گلی است که شب هنگام باز می شود 
شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز 

شبنم : رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند 
شراره : گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی 
شرمین : شرمسار ، خجل 
شروین : یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی 
شکوفه : گل درختان میوه دار ، شکفته 
شکفته : خندان ، بشاش 
شمشاد : درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است 
شمین : خوشبو، خوش عطر 
شوان : شبان ، چوپان - نامی کردی 
شمیلا : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار 
شورانگیز : فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق 
شوری : خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی 
شهاب : شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار 
شهبار : درخورشاه ، لایق شاه 
شهباز : باز سفید رنگ ، شاه باز 
شهبال : پر بزرگ پرندگان 
شهپر: پرشاهانه 
شهداد : داده و بخشیده شاه 
شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر 
شهرام : رام و مطیع شاه 
شهربانو : بانوی شهر ، ملکه
شهرزاد : شهرزاده ، بومی - نقال قصه های هزار و یک شب 
شهرناز : خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش 
شهرنوش : شیرینی شهر 
شهره : مشهور و نامی 
شهریار : پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب 
شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه 
شهلا : زن سیه چشم 
شهنواز : نوازش شده شاه 
شهین : منسوب به شاه 
شیبا : نسیم شبانه - نامی کردی 
شیدا : آشفته و عاشق 
شیده : ‌خورشید ، درخشان 
شیردل : پهلوان و دلاور 
شیرزاد : شیر بچه ، همچون شیر 
شیرنگ : به رنگ شیر ، مانند شیر 
شیرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون 
شیرین دخت : دختر شیرین 
شیما : دخترانه ، نامی کردی 
شینا : قدرتمند ، توانا - نامی کردی 
شیرین : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز 
شیوا : شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان
طوس : فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه 
طوطی : پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است . 
طهماسب : دارای اسب قوی - نام پسر منوچهر 
طهمورث : روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید 
غوغا : آشوب ، هیاهو 
غنچه : گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق 
فتانه : از نامهای کردی برای دختران 
فدا : قربانی ، نامی کردی 
فراز : بلندی و شکوه 
فرامرز : شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان 
فرانک : سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی 
فراهان : محل شکوه و جلال 
فربد : مناعت ، بزرگی 
فربغ : شکوه خداوند 
فرجاد : دانشمند و فاضل 
فرخ : تابان و زیبا - نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان 
فرخ پی : نیک پی و نیک قدم 
فرخ داد : مبارک آفریده شده 
فرخ رو : دارای صورت زیبا 
فرخ زاد : مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است 
فرخ لقا : درای چهره زیبا ، خوشگل 
فرخ مهر : زیبا چون خورشید 
فرداد : داده شکوه وزیبائی 
فردیس : بهشت ، بوستان 
فرین : یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار 
فرزاد : زاده فرو شکوه 
فرزام : شایسته و لایق - نامی کردی 
فرزان : عاقل ، حکیم ، دانشمند 
فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم 
فرزین : عالم ، وزیر دربار 
فرشاد : شا دمان ، مسرور ، خوشحال 
فرشته : فرستاده الهی و آسمانی 
فرشید : درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه 
فرمان : دستور ، حکم 
فرناز : داری ناز فراوان 
فرنگیس ( فری گیس ) : نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش 
فرنود : دلیل و برهان 
فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد 
فرنیا : نامی برای پسران 
فروتن : افتاده حال ، متواضع 
فرود : پائین - نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین 
فروز : روشنائی ، روشنی 
فروزان : تابان ، درخشان 
فروزش : روشنی ، تابناک 
فروزنده : درخشان ، درخشنده 
فروغ : روشنائی ، تابش 
فرهاد : عاشق افسانه ای شیرین 
فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربیت 
فرهود : صداقت و راستی در دین 
فربار : همراه خوب و شایسته 
فریبا : زیبا و فریبنده 
فرید : بی همتا، نامی کردی 
فریدخت : دختر بی همت 
فریدون : دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد 
فریمان : فر و شکوه ایمان 
فریناز : عشوه گر ، پریناز 
فرینوش : شکوه شیرین 
فریوش : زنگ ، همان پریوش هم هست 
فیروز : پیروز و مظفر 
فیروزه : سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای 
قابوس : معرب کاووس است 
قباد : سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی 
قدسی : بهشتی ، روحانی 
کابان : کدبانو ، نامی کردی برای دختران 
کابوک : کبوتر ، نامی کردی برای دختران 
کارا : فعال و کوشا 
کارو : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده 
کاراکو : نام یکی از سرداران ماد 
کامبخت : کسی که بخت به کام اوست 
کامبخش : آرزو دهنده ، مراد بخش 
کامبیز : صورت فرانسوی (( کمبوجیه )) پسر کورش است 
کامجو : کامجوینده 
کامدین : یکی از دانایان دین زردشت 
کامران : سعادتمند و خوشبخت 
کامراوا : به مقصود و مراد رسیدن 
کامک : آرزو و خواهش کوچک 
کامنوش : کامروا ، خوشبخت 
کامیار : کامروا و پیروز 
کانیار : معدن شانس ، نامی کردی 
کاووس : پادشاه توانا - از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد 
کاوه : آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد 
کتایون : جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار 
کرشمه : ناز و غمزه 
کسری : معرب خسرو است 
کلاله : موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد 
کمبوجیه : نام پسر کورش کمبوجیه است 
کوشا : کوشنده ، ساعی 
کهبد : خداوند کوه ، عابد 
کهرام : رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب 
کهزاد : زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است 
کیارش : شهریار بزرگ 
کیان : پادشاه ، امیران 
کیانا : فرستاده ، نامی کردی 
کیانچهر : دارای چهره پادشاهان 
کیاندخت : شاهدخت ، دختر شاه 
کیانوش : بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه 
کیاوش : بزرگوار - نام پدر کیقباد 
کیخسرو : پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان 
کیقباد : پادشاه محبوب - پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان 
کیکاووس : سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش 
کیوان : سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است . 
کیوان دخت : دختر سیاره کیوان 
کیومرث : نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه 
کیهان : جهان و گیتی 
کیاندخت : دختر گیتی 
کیهانه : جهان کوچک 
گرد آفرید : پهلوان زاده شده 
گردان : پهلوانان ، یلان 
گرشا : به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است 
گرشاسب : صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم 
گرشین : شعله آبی ، نامی کردی برای دختران 
گرگین : منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو 
گزل : زیبا ، نامی ترکمنی است 
گشتاسب : صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی 
گشسب : دارنده اسب نر 
گشسب بانو : دختر رستم و زن گیو 
گل : گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند 
گل آذین : حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها 
گل آرا‌ :‌ آراینده گل 
گلاره : تخم چشم ، نامی کردی 
گل افروز : فروزنده گل 
گلاله : دسته گل 
گل اندام : آنکه اندامش مانند گل است 
گلاویز : گیاهی برای زینت گل 
گلباد : داری بوی گل 
گلبار : پرگل ، گل افشان 
گلبام : گلبانگ 
گلبان : نگهدارنده گل 
گلبانو : بانوی چون گل 
گلبرگ : هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل 
گلبو : معطر ، خوشبو 
گلبهار : مثل گل بهاری 
گلبیز : گل افشان 
گلپاره : تکه گل ، پاره ای از گل 
گلپر : برگ گل ، پر گل 
گلپری : پری همچون گل 
گلپوش : پرازگل ، پوشیده از گل 
گل پونه : کسی که چهره اش به لطافت گل است 
گلچین : باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند . 
گلدخت : دختر گل 
گلدیس : به رنگ گل ، مانند گل 
گلربا : رباینده گل 
گلرخ : بسیار زیبا همچون گل 
گلرنگ : به رنگ گل ، شرابی رنگ 
گلرو : زیبا و سرخ رو 
گلشن : گلزار و گلستان 
گلریز : ریزنده گل 
گلزاد : زائیده گل 
گلزار : گلستان ، جای پرگل 
گلسا : مثل گل 
گلشید : درخشان چون گل 
گلنار : گل انار ، شکوفه انار 
گلناز : کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است 
گلنسا : گل بانو ، خانم گل 
گلنواز : نوازش شده گل 
گلنوش : شیرین مثل گل 
گلی : مانند گل ، قرمز رنگ 
گودرز : از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی 
گوماتو : انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد 
گهر چهر : آنکه چهره اش همچون گوهر است 
گوهر ناز : کسی که همچون گوهر نازش گرانبهاست 
گیتی : دنیا ، جهان ، عالم 
گیسو : موی بلند زنان 
گیلدا : طلا 
گیو : پهلوان نامی شاهنامه و پدر بیژن
لادن : گلی به رنگهای زرد و نارنجی 
لاله : گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است 
لاله رخ : کسی که روی همچون لاله دارد 
لاله دخت : دختر لاله 
لبخند : تبسم 
لقاء : چهره ، سیما 
لومانا : نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران 
لهراسب : دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب 
مارال : آهو ، نامی ترکی 
ماری : کبک ماده ، نامی کردی 
مازیار : اورا مزدایار - پسر قارون فرمانروای طبرستان 
ماکان : نام پسر یکی از سران دیالمه 
مامک : مادر کوچک و مهربان 
مانا : نام خداوند بزرگ و نام یکی از دولتهای ماد ، نامی کردی 
ماندانا : دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشی 
مانوش : کوهی که منوچهردربالای آن متولد شده است 
مانی : پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی 
مانیا : خسته شده ، نامی کردی 
ماهان : منسوب به ماه 
ماهاندخت : دختر ماهان 
ماه برزین : یکی از بزرگان دولت ساسانیان 
ماه جهان : زیبای جهان 
ماهچهر : زیبا رو ، قشنگ 
ماهدخت : دختر ماه 
ماهور : تابناک - نامی کردی 
ماهرخ : آنکه صورتی چون ماه زیبا دارد 
ماهزاد : زاده ماه 
مردآویز: جنگنده و دلاور 
مرداس : مرد آسمانی - نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد 
مرزبان : مرزدار - مرزبان بن رستم نویسنده کتاب مرزبان نامه 
مرمر : ازسنگهای آهکی که صیقلی و جلا پذیر است ، سنگ مرمر 
مزدک : خردمند کوچک - مردی که در زمان ساسانیان ادعای پیغمبری کرد اما کشته شد 
مژده : نوید ، بشارت 
مژگان : مژه ها 
مستان : شادان ، شادمان 
مستانه : خوشحال ، مانند مست 
مشکاندخت : دختر خوشبو 
مشکناز : مشک ناز دار 
مشکین دخت : دختر مشک آلود و معطر 
منیژه : پاک و سفید روی - نام دختر افراسیاب 
منوچهر : کسی که چهره بهشتی دارد - از پادشاهان پیشدادی 
مهبانو : بانوی بزرگ ، بانوی همچون ماه 
مهبد : یکی از وزیران انوشیروان ساسانی 
مه داد : از فرماندهان نظامی پارسیان ویکی از نامهای دوران هخامنشی 
مهتاب : ماه تابان ، ماه تابناک 
مهدیس : ماهرو ، زیبا ، خوشگل 
مه جبین : انکه پیشانیش مانند ماه درخشان است 
مه دخت : ماه دخت ، دختر ماه 
مهر آذر : یکی از موبدان پارس در زمان انوشیروان - خورشید آذر 
مهر آرا : آرایش دهنده مهر 
مهر آسا : همچون خورشید زیبا روی 
مهر آفاق : خورشید افقها 
مهر افرین : عشق آفرین ، آفریننده عشق 
مهرآب : کسی که فروغ خورشید دارد - نام جد مادری رستم 
مهرداد : بخشنده ماه 
مهر افزون : بالا برنده عشق و محبت 
مهرام : رام شده ماه 
مهران : منسوب به مهر است و یکی از خاندانهای عصر ساسانی 
مهراندخت : دختر مهر و محبت 
مهراندیش : دارای اندیشه با مهر و محبت 
مهرانفر : شکوه 
مهرانگیز : ایجاد کننده مهر و محبت و عشق مهرپویا : پوینده مهر 
مهرداد : داده خورشید- خورشید عدالت - نام چند تن از پادشاهان اشکانی - خزانه دار بزرگ کوروش بزرگ
مهر دخت : دختر آفتاب 
مهرزاده ‌: زاده خورشید ، زیبا روی 
مهرناز : ناز خورشید 
مهرنوش : خورشید جاویدان - یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد 
مهرنکار : آرایش دهنده خورشید ، مهر آرا- نام یزدگرد 
مهرنیا : ازنژاد مهر 
مهروز : آنکه روزی چون خورشید دارد 
مهری : منسوب به مهر ، منسوب به خورشید 
مهریار : دوست خورشید 
مهسا : مانند ماه زیبا روی 
مهستی : ماه هستی ، ماه روزگار ، گرانبهاترین 
مه سیما: آنکه صورتی چون ماه دارد 
مهشاد : ماه شادمان 
مهشید : پرتوماه 
مهنام : آنکه نامش چون ماه است 
مهناز : نازماه 
مهنوش : ماه همیشگی 
مهوش :‌ مانند ماه 
مهیار : یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی 
مهین : ماه زیبا رو 
مهین دخت : دختر بزرگ 
میترا : دوستی و محبت و مهر 
میخک : گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد 
مینا : گلی کوچک و زینتی ، گردنبند 
مینا دخت : دختر مینا 
مینو : بهشت ، جنت 
مینودخت : دختر بهشت ، دختر پاک 
مینو فر : دارای شکوه بهشتی 
نادر : کمیاب ، بی همتا - نادر شاه افشار سر سلسله افشاریه درایران 
ناز آفرین : معشوقی که ناز فراوان می کند 
نازبانو : بانوی ناز دار 
نازپرور : پرورش یافته در ناز 
نازچهر : کشی که چهره ناز دارد 
نازفر : دارای شکوه 
نازلی : پرناز و غمزه - نامی ترکی برای دختران 
نازی : با ناز ، اهل ناز 
نازیدخت : دختر ناز 
نامور : مشهور ، ارزنده 
ناهید : پاک و بی آلایش - نام مادر اسفندیار 
ندا : آواز ، بانگ ، فریاد 
نرسی : فرشته وحی در اوستا - نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان 
نرگس : گلی خوشبو و زیبا 
نرمک : زیبا و لطیف - نامی کردی برای دختران 
نرمین : لطیف و ملایم 
نریمان : پهلوان ، دلیر - نام پدر سام 
نسترن : گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس 
نسرین : گلی سفید و پر برگ 
نسرین دخت : دختر نسرین 
نسرین نوش : نام همسر بهرام گور 
نکیسا : نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی 
نگار: نقش ، بت ، صنم 
نگاره : شکل دارای نقش و نگار 
نگارین : نقاشی شده 
نگین : گوهر قیمتی 
نوا : ناله ، آواز 
نوش ( انوش ) : زندگی جاوید 
نوش آذر : آتش جاویدان - از آتشکده های عصر ساسانی 
نوش آور : چیزی که زندگی و حیات می آورد 
نوشا : نوشنده ، آشامنده 
نوش آفرین : افریننده شادی و شیرینی 
نوشدخت : دختر شاد 
نوشروان ( انوشیروان ) : جاویدان ،‌ اولین خسرو ساسانی 
نوشفر : شکوه جاوید 
نوشناز : دارای ناز و ادای شیرین 
نوشین : گوارا و شیرین 
نوید : مژده و بشارت 
نوین : تازه ، جدید 
نوین دخت : دختر تازه به دنیا آمده 
نیش ا : خال و نشانه - نامی کردی برای دختران 
نیک بین : خوش بین 
نیک پی : پاک نژاد 
نیک چهر : خوشگل و زیبا 
نیک خواه : شخص خیر خواه و خیراندیش 
نیکداد : بخشنده نیکی 
نیکدخت : دختر پاک و نیکو 
نیکدل : دل پاک 
نیکزاد : زاده نیکی و پاکی 
نیلوفر : گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی 
نیما : لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج 
وامق : دوست دارنده ، عاشق - عاشق عذرا 
ورجاوند : ارجمند - به اعتقاد زردشتیان کسی که درآخر زمان ایران را آباد می کند 
وریا : پیدار، آگاه - نامی کردی برای پسران 
وشمگیر : شکارچی بلدرچین - نام نام پسر وردانشاه از مولوک دیالمه 
وهرز : نام مرزبان کشور یمن درعهد انوشیروان 
وهسودان : نیک آسوده و آرام - عنوان یکی از سلاطین آذربایجان 
ویدا : آموزنده و تعلیم دهنده 
ویس : نام معشوق رامین در داستان ویس و رامین 
ویشتاسب : صاحب اسبان فراوان 
ویگن : از اسمهای ارمنی ایرانی به معنی جهش و پرش 
هژیر : خوب چهره ، نام یکی از پسران گودرز که بدست سهراب کشته شد 
هخامنش : دوستار اندیشه - نام جد کورش کبیر 
هربد( هیربد ) : حاکم آتشکده ، موبد موبدان 
هرمز : اهورمزدا ، خدای بزرگ ایرانیان - نام پسر بهمن و نام پسر انوشروان 
همایون : مبارک ، خجسته - نام تنی چند از پادشاهان هندوستان 
هما : فرخنده ، مبارک ، مرغ سعادت - نام دختر گشتاسب و خواهر اسفندیار 
همادخت : دختر مبارک و فرخنده بخت 
همدم : رفیق و مونس و همزبان 
همراز : محرم اسرار 
همراه : دوست و یار موافق 
هنگامه : غوغا ، شلوغی ، دادوفریاد 
هوتن : خوش اندام ، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان 
هور : خورشید ، آفتاب 
هورتاش : همچون خورشید 
هورچهر : تابان روی ، زیبا 
هورداد : فرستاده و داده خورشید 
هوردخت : دختر خورشید 
هورزاد : زاده خورشید 
هورمند : شبیه خورشید 

هوروش : خورشید مانند ، مثل خورشید 
هوشنگ : هوش و درایت - نام یکی از سلاطین پیشدادی و فرزند سیامک 
هوشیار : با هوش و آگاه 
هومان : نیک اندیش ، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه 
هومن : نیک منش 
هونام : خوشنام ، نیکنام 
هویدا : آشکار و نمایان 
هیتاسب : صاحب اسب بسته شده 
هیرمند : یکی از القاب گستاسب ، آتش پرست 
هیما : اشاره ، نامی کردی برای دختران 
هیوا : امید وآرزو - نامی کردی برای دختران و پسران 
یادگار : آنچه از انسان بجای ماند - پسر پادشاه گرجستان 
یاسمن ( یاسمین ) : گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود 
یاشار : عمر کننده ، نامی ترکی برای پسران 
یاور : کمک و همدست و یار 
یزدان : خداوند ، آفریدگار هستی 
یگانه : بی نظیر ، بی مانند 
یوشیتا : پهلوانی از خاندان (( فریان )) نامی اوستائی


[ پنج شنبه 92/3/23 ] [ 3:15 عصر ] [ علی محبی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تماس با ما IS